معنی نقمت

معنی نقمت

7 بازدید
[ نِ مَ ] (ع اِمص، اِ) عقوبت و کینه و عذاب. (غیاث اللغات از لطایف اللغات و منتخب اللغات و قاموس) (ناظم الاطباء). عذاب و شکنجه. (یادداشت مؤلف). آزار. خستگی. درشتی. (ناظم الاطباء). نقمة. مقابل نعمت و راحت. رجوع به نقمة شود: و زعم امیرالمؤمنین آن است که عنایت خدای تعالی در هر دو صورت نعمت و نقمت بر او بسیار است. (تاریخ بیهقی ص ۳۰۹). شام ار دهد به من دهدم خجلت هم نقمت است سفرهٔ ناهارش.ناصرخسرو. نحوست طالع و شقاوت بخت او را از کنف امن و ساحت راحت در هاویهٔ محنت و حبالهٔ نقمت انداخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۴۳). رحمتش بر نقمتش غالب بود چیره زآن شد هر نبی بر خصم خود. مولوی. شکر نعمت خوشتر از نعمت بود شکرباره کی سوی نقمت رود.مولوی. آن دلیلی کو تو را مانع شود از عمل آن نقمت صانع شود.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «نقمت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید