معنی نقل مجلس
6 بازدید
[ نُ لِ مَ لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آجیل و تنقلی که در مجلس مهمانی و شب نشینی صرف کنند. شب چره : به شب نشینی زندانیان برم حسرت که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است.؟ || مشهور و مذکور مجلس. (آنندراج). سخنی که مورد بحث و مایهٔ سرگرمی اهل مجلس و محفلی باشد. کسی که ذکر اعمال و رفتار او موضوع بحث مجلسیان باشد: میان پسته لبان نقل مجلس این سخن است که هست شور جهان پسته های قندی ما. آصفی (از آنندراج). - نقل مجلس شدن؛ موضوع بحث و گفتگوی محفل و مجلس شدن. زبان زد همگان شدن. مورد اشاره یا تمسخر دیگران واقع شدن : در جهان زاهد مرتاض ز بی مغزی ها نقل مجلس شده است از پی بادامی چند. قبول (از آنندراج). || مسخره. بذله گو. لطیفه گو. || بازی و قمار و لطیفه و بذله و هرچیز خوش آیندی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نقل مجلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر