معنی نقلی
5 بازدید
[ نَ ] (ص نسبی) منقول از روی چیزی. نقل کرده شده. (ناظم الاطباء). مقابل عقلی. || قابل نقل کردن و روایت کردن. روایت کردنی. بازگفتنی. || ساختگی. تقلیدی. (ناظم الاطباء).[ نُ ] (ص نسبی) در تداول، کوچک و زیبا. (یادداشت مؤلف). ریز و گرد به شکل نقل: تربچهٔ نقلی. || فروشندهٔ نقل. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نقلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر