معنی نقلة

معنی نقلة

4 بازدید
[ نَ قَ لَ ] (ع ص، اِ) جِ ناقل. رجوع به ناقل شود. || (اِ) نقلةالوادی؛ آواز سیل رودبار. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). صدای سیل وادی. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
[ نَ لَ ] (ع اِ) پیکان تیر که پهن و کوتاه باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). واحد نِقال است. (از اقرب الموارد). ج، نِقال.
[ نُ لَ ] (ع اِمص) برگردیدگی. (منتهی الارب) (آنندراج). || از جائی به جائی شدگی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). از جائی به جائی بردگی. (ناظم الاطباء). انتقال. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اسم است انتقال را. (منتهی الارب) (از متن اللغة). || سخن چینی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نمامی. (ناظم الاطباء). نمیمة. (از اقرب الموارد) (متن اللغة). ج، نُقَل.
[ نِ لَ ] (ع ص) زنی که به زنی نخواهند او را از کلانسالی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). زنی که از کلانسالی وی را خواستگاری نکنند. (ناظم الاطباء). ج، نِقَل.

کلمات هم‌قافیه با «نقلة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید