معنی نقف

معنی نقف

4 بازدید
[ نَ ] (ع مص) صاف نمودن شراب را یا آمیختن او را با آب. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || شکستن تار سر یا سخت زدن بر آن، یا نیزه یا عصا زدن بر تارک، و نزدیک دماغ رسیدن شکستگی . (منتهی الارب) (آنندراج). شکافتن کَوَسْته و شکستن دماغ. (تاج المصادر بیهقی). شکستن چیزی مجوف. (زوزنی). || به اندرون رسیدن جراحت و ریش ستور. (منتهی الارب) (آنندراج). || کفانیدن حنظل را. || سوراخ کردن بیضه را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || سوراخ کردن جوجه بیضه را و بیرون آمدن از آن. || بحث و جستجو کردن از چیزی. (از اقرب الموارد).
[ نُ ] (ع ص، اِ) جِ نقیف. رجوع به نقیف شود.
[ نِ / نَ ] (ع اِ) چوزهٔ مرغ نو درآمده از تخم. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «نقف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید