معنی نقشکند
7 بازدید
[ نَ کَ ] (ن مف مرکب) حکاکی شده. منبت کاری شده. که بر آن نقش و نگار کنده باشند: پیش چوب و پیش سنگ نقش کند ای بسا گولان که سرها می نهند.مولوی.
کلمات همقافیه با «نقشکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر