معنی نقره گر
5 بازدید
[ نُ رَ / رِ گَ ] (ص مرکب) از عالم کیمیاگر. (آنندراج). که ابزار نقره سازد. نقره ساز: فرش زمین بود مسلسل ز زر در ته آن خاک زمین نقره گر. امیرخسرو (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقره گر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر