معنی نقرهکاری
6 بازدید
[ نُ رَ / رِ ] (حامص مرکب) عمل نقره کار: رخ زردم کند در اشکباری گهی زرکوبی و گه نقره کاری.نظامی. بر عطارد ز نقره کاری دست رنگی از کوزهٔ رصاصی بست.نظامی.
کلمات همقافیه با «نقرهکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر