معنی نقده
5 بازدید
[ نَ دَ / دِ ] (اِ) پولک های خرد سپید یا زرد که بر جامه دوختندی یا بر روی چسبانیدندی زینت را. (یادداشت مؤلف). گل و بوته ای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقره ای بر روی پارچه های گرانبها می انداختند. نوعی رشتهٔ فلزی نوارمانند و بسیار باریک از نوع گلابتون و سایر رشته های درخشان و زینتی که در یراق بافی و علاقه بندی و غیره به کار می رود. (از فرهنگ فارسی معین).[ نَ قَ دِ ] (اِخ) قصبه ای است از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه. در ۹۵هزارگزی جنوب ارومیه در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۱۶۰ تن سکنه دارد. آبش از کدارچای تأمین می شود. محصولش غلات و چغندر و توتون و برنج و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. این قصبه مرکز بخش و دهستان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ نُ قَ دْ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرزان رود شهرستان تویسرکان، در ۷هزارگزی جنوب غربی تویسرکان، در دامنهٔ سردسیری واقع است و ۲۸۷ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می شود. محصولش غلات و انگور و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «نقده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر