معنی نقدانقد
5 بازدید
[ نَ نَ ] (ص مرکب، ق مرکب) پول حاضر و آماده که در حال داده شود. (ناظم الاطباء). || نقداً. به نقد. مقابل به نسیه.
کلمات همقافیه با «نقدانقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر