معنی نقبچی
4 بازدید
[ نَ ] (ص مرکب) نقب زن. نقاب. (فرهنگ فارسی معین): امشب نقب چیان آهنین چنگ از چند محل رخنه در حصار انداخته سوراخ کنند. (عالم آرای عباسی، از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نقبچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر