معنی نقب‌زن

معنی نقب‌زن

3 بازدید
[ نَ زَ ] (نف مرکب) دزد خانه. (ناظم الاطباء). که با نقب زدن به جائی داخل شود: دزدی است چرخ نقب زن اندر سرای عمر آری بهرزه قامت او خم نیامده ست.خاقانی. چون گربه با خیانت و چون موش نقب زن چون عنکبوت جوله و چون خرمگس عوان. خاقانی. چون زکاتی به من از گنج روان می ندهند نقب زن گنج روان را نظرم بایستی.خاقانی. تا تو ای نقب زن درین پرگار درگذاری درآئی از دیوار.نظامی. فخر کند نقب زن از کاوکاو. امیرخسرو (آنندراج). || معدن چی. (ناظم الاطباء). رجوع به نقب زدن شود.

کلمات هم‌قافیه با «نقب‌زن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید