معنی نقالة
6 بازدید
[ نَ قْ قا لَ ] (ع ص) تأنیث نقّال. رجوع به نَقّال شود. - سیم نقالة؛ سیمی که بدان چیزی را از جائی به موضعی دیگر نقل کنند. - ملک نقاله؛ ملکی که اجساد مردگان را از اراضی متبرکه به برهوت و دیگر جاهای بد نقل کند. (یادداشت مؤلف). || (اِ) نیم دایره ای از فلز یا جسم دیگر که پیرامون آن را به ۱۸۰ یا ۲۰۰ پارهٔ برابر بخش کرده اند، با این ابزار می توان زاویه ای برابر با زاویهٔ دیگر کشید. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نقالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر