معنی نقاط
6 بازدید
[ نَ قْ قا ] (ع ص) نقطه گذارندهٔ بر حرف. (منتهی الارب) (آنندراج). آنکه کراسه را نقط زند. (مهذب الاسماء). نقطه زن. نقطه کننده. (فرهنگ خطی). نقطه نهنده.[ نِ ] (ع اِ) جِ نقطه. رجوع به نقطه شود. || قطعات پراکنده: نقاط من الکلام و نقط؛ القطع المتفرقة منها. (منتهی الارب). || نواحی. مناطق. مواضع: نقاط گرمسیر، نقاط سوق الجیشی.
کلمات همقافیه با «نقاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر