معنی نقارهخانه
11 بازدید
[ نَ / نَ قْ قا رَ / رِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) نقارخانه. جائی که در آن نقاره زنند. رجوع به نقارخانه شود. - امثال: شتر نقاره خانه است؛ نظیر: بیدی نیست که از این بادها بلرزد، گوشش از این حرفها پر است، پروائی ندارد.[ نَ رِ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بویراحمد سرحدی بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان، در ۱۰هزارگزی جنوب غربی سی سخت، در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ کبک کیان تأمین می شود. محصولش غلات و برنج و لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و حشم داری و قالی بافی و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ نَ رِ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرنو بالاولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، در ۶۰هزارگزی شمال غربی طیبات، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۲۶۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می شود. محصولش غلات و بنشن و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «نقارهخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر