معنی نقاب برداشتن
5 بازدید
[ نِ بَ تَ ] (مص مرکب) نقاب برافکندن. نمایان شدن. روی نمودن : نقاب شرم چو لاله ز روی بردارند چو ماه و مهر سر و روی در نقاب کنند. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «نقاب برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر