معنی نقابی
6 بازدید
[ نِ ] (اِخ) از شعرای تبریز است. در بدخشان ولادت و در تبریز نشو و نما یافت: در شرح زلزلهٔ تبریز مثنوی سروده است: ز دهشت لرزه بر مردم درآویخت که رنگ سرمهٔ چشم بتان ریخت زمین از بس که چون دریا خروشید منار از خاک چون فواره جوشید. (از صبح گلشن ص ۵۳۵). رجوع به قاموس الاعلام ج ۶ و فرهنگ سخنوران شود.[ نَ قْ قا ] (حامص) عمل نقاب. رجوع به نَقّاب شود: زلف شب چون نقاب مشکین بست شه ز نقابی نقیبان رست.نظامی.
کلمات همقافیه با «نقابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر