معنی نفوش
4 بازدید
[ نُ ] (ع مص) در ارزانی درآمدن. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (اقرب الموارد). || متوجه چیزی شدن که می خورد آن را. (از منتهی الارب): نفش فلان علی الشی ء؛ اقبل علیه یأکله. (اقرب الموارد). || چرا کردن گوسفند و شتر به شب بی شبان. (تاج المصادر بیهقی) (از منتهی الارب). نفش. رجوع به نَفش شود.
کلمات همقافیه با «نفوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر