معنی نفنف
7 بازدید
[ نَ نَ ] (ع اِ) هوا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (متن اللغة). هوا و گفته اند هوای میان دو چیز. (از اقرب الموارد). هوای میان دو کوه. (منتهی الارب) (آنندراج). فضای آزاد میان دو کوه. (ناظم الاطباء). مهواة بین دو کوه. (اقرب الموارد از اصمعی) (متن اللغة). میان دو کوه. (مهذب الاسماء). گشادگی میان دو کوه. (یادداشت مؤلف). || کرانهٔ کوه شبیه دیوار مبنی هموار. (منتهی الارب) (آنندراج). کرانهٔ کوه که گویا دیواری است برابر و هموار. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (از متن اللغة). || روی کوه بلند رفته از آن و فرودآمده. (منتهی الارب) (آنندراج). آنچه از روی کوه که بالا رفته و فرود آمده باشد. (ناظم الاطباء). || از سر دیوار تا پائین و بن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || از لب چاه تا تک آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || میان آسمان و زمین. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). فضای میان آسمان و زمین. (ناظم الاطباء). مابین سماء و ارض. (متن اللغة). || دشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بیابان. (ناظم الاطباء). مفازة. (اقرب الموارد) (متن اللغة). ج، نفانف.
کلمات همقافیه با «نفنف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر