معنی نفعة
6 بازدید
[ نَ عَ ] (ع اِ) واحد نفع. (از اقرب الموارد). رجوع به نفع شود. || چوبدستی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عصا. (ناظم الاطباء) (متن اللغة) (اقرب الموارد). ج، نفعات.[ نِ عَ ] (ع اِ) چرم که از میان شکافته در دو جانب توشه دان دوزند و هر پارهٔ آن را نفعة گویند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ج، نِفع، نِفِع.
کلمات همقافیه با «نفعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر