معنی نفس درست کردن
7 بازدید
[ نَ فَ دُ رُ کَ دَ ] (مص مرکب) نفس راست کردن. اندک آرام گرفتن. (آنندراج). نفس تازه کردن. ماندگی درکردن. اندکی استراحت کردن و خستگی انداختن : صبا رسیده نماند آنقدر که آه کشم نفس درست نکرد آن زرَهْ رسیدهٔ ما. واضح (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نفس درست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر