معنی نفسسوخته
7 بازدید
[ نَ فَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) کنایه از ساکت. خاموش. (از ناظم الاطباء) (آنندراج): نکند چرخ تعدی به نفس سوختگان سرمه در کار نباشد نفس سوخته را. صائب (از آنندراج). || کنایه از دل سوخته. رنج دیده : می دهد بوی دل سوخته صائب سخنت می توان یافت در این کار نفس سوخته ای. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نفسسوخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر