معنی نفسخای
6 بازدید
[ نَ فَ ] (نف مرکب) آن که بازمی دارد و قطع می کند تنفس و تکلم را. (ناظم الاطباء). نفس گسل. (از آنندراج): ز دردهای نفس خای کامران بخروشم ز غصه های جگرکاو کامیاب بگریم. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نفسخای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر