معنی نفسالامر
6 بازدید
[ نَ سُلْ اَ ] (ع اِ مرکب) حقیقت کار. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات). اصل مدعا. حاق واقع. || ثابت محقق. کار واقعی. (غیاث اللغات). || کلمهٔ نفس الامر یعنی حد ذات هر شی ء و بعضی گفته اند مراد مرتبهٔ عقل فعال است و عقل اول و نفس کلیه را نیز نفس الامر نامند، و عالم امر یعنی عالمی را که روح و حقیقت عالم اجسام است نفس الامر گویند. (فرهنگ علوم عقلی ص ۵۹۶ از اسفار و کشاف اصطلاحات الفنون). || عبارت از علم ذاتی است که حاوی همهٔ صور اشیاء بود از جزئی و کلی و صغیر و کبیر و اجمال و تفصیل، علمی باشد یا عینی. (تعریفات).
کلمات همقافیه با «نفسالامر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر