معنی نفرین گفتن
6 بازدید
[ نَ / نِ گُ تَ ] (مص مرکب) نفرین کردن : همه شب بر این غصه تا بامداد سقط گفت و نفرین و دشنام داد.سعدی.
کلمات همقافیه با «نفرین گفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر