معنی نفثةالمصدور

معنی نفثةالمصدور

6 بازدید
[ نَ ثَ تُلْ مَ ] (ع اِ مرکب) آنچه مبتلا به بیماری ریوی بیرون افکند از خلط و خون تا بدان خود را اندک آرامشی بخشد. || اظهار شکوی و گلایه کردن از امری یا چیزی ناخوش آیند تا بدان آلام درونی تخفیف یابد. بث الشکوی. لب به شکایت گشودن و آلام نهانی بازگفتن : لیکن از رنج برده طبعم هست راحتی دون نفثةالمصدور.مسعودسعد. با یکدیگر از حدوث این واقعهٔ منکر بث الشکوی و نفثةالمصدور آغاز کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۷۲). چون تو صاحبی کجا خواهیم یافت که با او نفثةالمصدوری در میان نهیم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۱۱). سخن او بر نفثةالمصدور شرح غصه و مقاسات معیشت شدیدهٔ خود... مقصور بودی. (جهانگشای جوینی). من سقیم دهر و عقل از نفثةالمصدور من مایهٔ احیاء روح پورسینا ساخته. جلال الدین فریدون (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «نفثةالمصدور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید