معنی نفایس
7 بازدید
[ نَ یِ ] (ع ص، اِ) چیزهای نفیس و گرانمایه و گرانبها. (ناظم الاطباء). نفائس. رجوع به نفائس شود: و چون آفتاب روشن است که تو آمده ای تا نفایس ذخایر از ولایت ما ببری. (کلیله و دمنه). در جوار این مسجد مدرسه ای بنا نهاد و آن را به نفایس کتب و غرایب تصانیف ائمه مشحون کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۲۲).
کلمات همقافیه با «نفایس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر