معنی نفاع
6 بازدید
[ نَ فْ فا ] (ع ص) بسیارسودرساننده. (غیاث اللغات) (از آنندراج). مرد بسیارسود. (منتهی الارب). کثیرالنفع. (اقرب الموارد) (متن اللغة). نفوع. (متن اللغة). بسیارنفع بخشنده. مقابل ضرّار. (یادداشت مؤلف): عمر خسرو طلب ار نفع جهان می طلبی که وجودی است عطابخش و کریم و نفاع. حافظ. || (اِ) نفیعة. منفعة. (متن اللغة). رجوع به نفعة شود.[ نَ ] (ع اِمص) سودمندی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). منفعت. (ناظم الاطباء) (المنجد). فایده. نفیعة. (المنجد). اسم است از مصدر نفع. (از اقرب الموارد).[ نُ فْ فا ] (ع ص، اِ) جِ نافع. (غیاث اللغات) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نفاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر