معنی نفاط

معنی نفاط

5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) نَفّاط. (منتهی الارب). رجوع به نَفّاط شود. || فتیلهٔ چراغ. || شمع و مشعل. (ناظم الاطباء).
[ نَ فْ فا ] (ع اِ) جائی که از آن نفت بیرون آید. (از منتهی الارب) (آنندراج). محل استخراج نفت. (از اقرب الموارد). نَفاط. (منتهی الارب). || نوعی از چراغ که بدان چراغ دیگر افروزند. (منتهی الارب) (آنندراج). نَفاط. (منتهی الارب). || ظرفی است مسی که بدان نفط را اندازند. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) کسی که در نفاط [ ظرف مسی که بدان نفط اندازند ] نفت ریزد. || فروشندهٔ نفت. (ناظم الاطباء). || اندازه و پرتاب کنندهٔ نفط. (از اقرب الموارد). نفت انداز. آتش باز. ج، نَفّاطَة. رجوع به نفاطة شود: نفاط برق روشن و تندرش طبل زن دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب. رودکی. چو قصاب از غضب خونی نشانی چو نفاط از بروت آتش فشانی.نظامی. می درد می دوزد این خیاط کو می دمد می سوزد این نفاط کو.مولوی. بر درت تیغ بید و تخت چمن برق نفاط و رعد مقرعه زن. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۰۵).

کلمات هم‌قافیه با «نفاط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید