معنی نفاش
5 بازدید
[ نُ فْ فا ] (ع ص، اِ) شتران شب چرنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغة). نافشة. (اقرب الموارد). شتران چرنده در شب بدون شبان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ نَ فْ فا ] (ع ص) نداف. حلاّج. پنبه زن. واخنده. (یادداشت مؤلف). || متکبر. نفاخ. (المنجد). || (اِ) نوعی لیمو است درشت تر از لیموهای معمولی. (از المنجد) (از متن اللغة). و آن را در سواحل شام ابوصفیر گویند و آن قسمی از لیموی هندی است . (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نفاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر