معنی نغیة
7 بازدید
[ نَ یَ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نغمه. (ناظم الاطباء) (متن اللغة) (اقرب الموارد). نغوة. (متن اللغة). || نغمهٔ خوش آهسته. (از اقرب الموارد). نغمهٔ خوش. (از المنجد). || سخن خوش. (آنندراج) (ناظم الاطباء). کلام حسن. نغوة. (از المنجد) (از اقرب الموارد). || آواز یا سخنی که موجب شگفتی شود. (از متن اللغة). || خبر نخستین که هنوز ثابت نشده باشد. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد). || آنچه شنیده شود و فهمیده نشود. نغوة. (متن اللغة). || چیزی از خبر. ما سمعت له نغیة من کذا و کذا؛ ای شیئاً من خبر. (متن اللغة) (از المنجد) (از اقرب الموارد). || (مص) نغی. نغوة. (متن اللغة). رجوع به نَغْیْ شود.
کلمات همقافیه با «نغیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر