معنی نغوشه
6 بازدید
[ نِ / نَ شَ / شِ ] (اِمص) نغوسه. (برهان قاطع). رجوع به نغوسه شود. || گوش فرادادن به سخن دو کس که با هم آهسته حرف میزنند. (برهان قاطع). به معنی گوش فراداشتن که بینند چه سخن می گذرد. (فرهنگ خطی). با نیوشه قیاس شود. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): من درین شیوه و ز قضای خدا به نغوشه ستاده بر در یار. مهذب خراسانی (از رشیدی).
کلمات همقافیه با «نغوشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر