معنی نغنویدن
6 بازدید
[ نَ نَ دَ ] (مص منفی) ناغنودن. نخوابیدن. غافل نشدن. نیارمیدن. (از برهان قاطع) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). مقابل غنویدن. رجوع به غنویدن و غنودن شود.
کلمات همقافیه با «نغنویدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر