معنی نغنغ کردن
9 بازدید
[ نِ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عامه، کوتاه کوتاه و بریده بریده زاری کردن کودک آنگاه که چیزی طلبد. ژکیدن. (یادداشت مؤلف). - نغ نغ کردن چشم؛ ضربان عین. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نغنغ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر