معنی نغن
6 بازدید
[ نَ غَ ] (اِ) ناف. (جهانگیری) (رشیدی) (از آنندراج) (از انجمن آرا). || سوراخ ناف. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || نانخواه. زنیان. تخمی است است که گاهی بر روی خمیر نان پاشند. (از برهان قاطع). نغنخلان. نغنخواد. نغنخوالان. نغنخوایین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر