معنی نغز آمدن
5 بازدید
[ نَ مَ دَ ] (مص مرکب) شایسته افتادن. مناسب و مطلوب و بجا واقع شدن : نغز می آید بر او کن یا مکن امر و نهی ماجراها در سخن.مولوی. چه نغز آمد این یک سخن ز آن دو تن که بودند سرگشته از دست زن.سعدی. چه نغز آمد این نکته در سندباد که عشق آتش است و هوس تندباد.سعدی.
کلمات همقافیه با «نغز آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر