معنی نغزی
5 بازدید
[ نَ ] (حامص) زیبا و بدیع بودن. رجوع به نغز شود: ز نغزی هر دری مانند تاجی وز او هر دانه شهری را خراجی.نظامی. || لطافت : همه رخ گل چو بادامه ز نغزی همه تن دل چو بادام دومغزی. نظامی. || پسندیدگی. (ناظم الاطباء). || ملاست. ملوست. ضد درشتی. (یادداشت مؤلف): اما قوت لمس قوتی است پراکنده در پوست و گوشت حیوان تا چیزی که مماس او شود، اعصاب ادراک کند و اندر یابد چون خشکی و تری و گرمی و سردی و نرمی و درشتی و نغزی. (چهار مقالهٔ نظامی عروضی). || کم یابی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نغزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر