معنی نغزگوینده
4 بازدید
[ نَ یَ دَ / دِ ] (نف مرکب) نغزگو. رجوع به نغزگو شود: چنین گوید آن نغزگوینده پیر که در فیلسوفان نبودش نظیر.نظامی.
کلمات همقافیه با «نغزگوینده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر