معنی نعوت
7 بازدید
[ نُ ] (ع اِ) جِ نعت. رجوع به نَعت شود: پس از رسیدن ما به نشابور رسول خلیفه دررسید با عهد و لوا و نعوت و کرامات، چنانکه هیچ پادشاهی را مانند آن ندادستند. (تاریخ بیهقی). هر خردمندی که فطنتی دارد تواند دانست که حمید امیرالمؤمنین به معنی از نعوت حضرت خلافت است. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «نعوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر