معنی نعمتپرورد
5 بازدید
[ نِ مَ پَ رْ وَ ] (ن مف مرکب) نعمت پرورده. به ناز و نعمت پرورانده شده. اهل تنعم. نازپرورده : ای آنکه نداری خبری از هنر من خواهی که بدانی که نیم نعمت پرورد. علی بن الیاس.
کلمات همقافیه با «نعمتپرورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر