معنی نعمت‌آباد

معنی نعمت‌آباد

6 بازدید
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران، در ۹هزارگزی شمال غربی ری، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۷۳ تن سکنه دارد. آبش از قنات و از سیلاب رود کن تأمین می شود. محصولش غلات و صیفی و چغندرقند و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱ ص ۲۲۴).
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ناتل رستاق بخش نور شهرستان آمل. در ۲۰هزارگزی جنوب شرقی سولده، در دشت معتدل هوای مرطوبی واقع است و ۱۰۵ تن سکنه دارد. آبش از وازرود تأمین می شود. محصولش برنج و غلات است. شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳ ص ۳۰۵).
[ نِ مَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان قشلاق کلارستاق بخش چالوس شهرستان نوشهر. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳ شود.
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز، در ۱۷هزارگزی مشرق تبریز، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است، و ۶۹۳ تن سکنه دارد. آبش از چشمه تأمین می شود. محصولش غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش اسدآباد شهرستان همدان. در ۱۴هزارگزی شمال غربی اسدآباد در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۱۳۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات و رودخانهٔ شهاب تأمین می شود. محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش خفر شهرستان جهرم، در ۵/۱۲ هزارگزی مغرب باب انار و ۴هزارگزی جنوب راه جهرم به شیراز در دامنهٔ گرمسیری واقع است. ۲۷۹ تن سکنه دارد. آبش از قنات و چشمه تأمین می شود. محصولش غلات و بادام و انجیر و برنج و شغل اهالی زراعت و باغداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش خشت شهرستان کازرون. در ۷هزارگزی شمال غربی کنار تخته و در جنوب رودخانهٔ شاهپور در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۱۷۷ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ شاهپور تأمین می شود. محصولش غلات و خرما و برنج، شغل اهالی زراعت است. نام دیگر این ده «بند حاجی محمد تقی» است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم، در ۸هزارگزی جنوب فهرج در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۲۲۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می شود. محصولش غلات و خرما و لبنیات و حنا و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ نِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان، در ۵۹ هزارگزی شمال غربی رفسنجان و در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۲۰۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می شود. محصولش غلات و پسته و پنبه است. شغل اهالی زراعت و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «نعمت‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید