معنی نعمةاللََّه ولی

معنی نعمةاللََّه ولی

4 بازدید
[ نِ مَ تُلْ لا هِ وَ ] (اِخ) (شاه...) ابن عبداللََّه بن محمدبن عبداللََّه بن کمال الدین حلبی کوهبنانی کرمانی، ملقب به نورالدین و متخلص به سید و معروف به شاه نعمةاللََّه ولی، از اعاظم عرفای قرن هشتم هجری قمری و مؤسس طریقت صوفیان نعمةاللهی است. به سال ۷۳۰ یا ۷۳۱ هـ . ق. در حلب ولادت یافت. مادرش از ایل شبانکارهٔ فارس بود. دوران جوانی او در عراق گذشت، سپس به مکه رفت و هفت سالی در آنجا مقیم گشت و در مجلس شیخ عبداللََّه یافعی تلمذ کرد و پس از وفات استاد به ترک مکه گفت و برخی از عمر خود را در سمرقند و هرات و یزد بسر برد و بخصوص در سمرقند اربعین ها به ریاضت پرداخت و سرانجام به کرمان آمد و در قصبهٔ ماهان مقیم گشت و بیست و پنج سال آخر عمر خود را در آنجا گذراند و پس از عمری طولانی -در حدود یکصد سال - به سال ۸۴۳ هـ . ق. در همانجا درگذشت و تربتش زیارتگاه صوفیان و مریدان و معتقدانش گشت و هم اکنون مزار او در ماهان با شکوه و صفایی تمام برجاست و همه ساله گذشته از مریدان سلسله های گوناگون نعمةاللهی، بسیاری از مردم عادی غیر صوفی نیز به زیارت آن می شتابند. از اشعار اوست: پادشاه و گدا یکی است یکی بی نوا و نوا یکی است یکی دردمندیم و درد می نوشیم درد و درد و دوا یکی است یکی آینه صد هزار می بینم روی آن جانفزا یکی است یکی مبتلای بلای بالاییم مبتلا و بلا یکی است یکی قطره و موج و بحر و جوهر چار بی شکی نزد ما یکی است یکی نعمةاللََّه یکی است در عالم طلبش کن بیا یکی است یکی. * رندان باده نوش که با جام همدمند واقف ز سرّ عالم و از حال آدمند حقند اگر چه خلق نمایند و در صور بحرند اگر چه در نظر ما چو شبنمند دانندگان حضرت ذاتند و اولیا آئینهٔ صفات حق و اسم اعظمند پیشند از ملایک و بیشند از بشر گر چه کمند از خود و از هر کمی کمند جمعند همچو شانه و با دوست رو به رو گر چه چو زلف یار پریشان و درهمند در اولیا به چشم حقارت نظر مکن زیرا که نزد حضرت عزت مکرمند. (از سعدی تا جامی ص ۶۸۲ به بعد) (زندگی و آثار شاه نعمةاللََّه ولی، دکتر نوربخش) (مجمع الفصحا چ دکتر مصفا ج ۴ ص ۸۷). رجوع به بستان السیاحة ج ۲ ص ۵۲۸ و تذکرةالشعرا، دولتشاه ص ۳۳۳ و تذکرهٔ غنی ص ۱۳۷ و حبیب السیر ج ۴ ص ۷ و ۵۱۷ و ۶۰۶ و ریاض العارفین ص ۱۱۹ و ریحانة الادب ج ۴ ص ۳۰۱ و طرایق الحقایق ج ۱ ص ۲۱۹ و ج ۲ ص ۱۴۵ و ج ۳ ص ۲ و فهرست کتابخانهٔ مجلس شورای ملی ج ۲ ص ۲۱۷ و ج ۳ ص ۴۶۵ و فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپه سالار ج ۲ ص ۵۸۱ و قاموس الاعلام ج ۶ و کلیات قاسم انوار چ سعید نفیسی ص ۹۱ و مجالس المؤمنین ص ۱۳۱ و مجالس النفایس ص ۱۳۷ و ۳۸۳ و مرآة الخیال ص ۶۰ و نامهٔ دانشوران ج ۷ ص ۱۱۷ و نتایج الافکار ص ۷۰۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نعمةاللََّه ولی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید