معنی نعل کردن
6 بازدید
[ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) نعل بستن. نعل کوبیدن. نعل را بر سم ستور استوار ساختن. نعل زدن. - خر کریم را نعل کردن؛ رشوه دادن. به قاضی یا حاکم و فرمانروا رشوه دادن.
کلمات همقافیه با «نعل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر