معنی نعل بستن
6 بازدید
[ نَ بَ تَ ] (مص مرکب) نعل کردن ستور. (ناظم الاطباء). با میخ نعل را به کف سم ستور استوار کردن. (یادداشت مؤلف). نعل زدن. نعل کردن. نعل کوبیدن : آستینش گرفت سرهنگی که بیا نعل بر ستورم بند.سعدی. - امثال: پشه را در هوا نعل می بندد؛ فوق العاده زیرک و کاردان است.
کلمات همقافیه با «نعل بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر