معنی نعلک
7 بازدید
[ نَ لَ ] (اِ) نوعی از رکاب است. (برهان قاطع) (آنندراج). و آن را نعلکی هم گویند. (برهان قاطع). و آن را نعل هم گویند. (آنندراج). رکابی باشد که نعلکی نیز گویند. (از جهانگیری). مؤلف فرهنگ نظام به نقل از سراج اللغات آرد: «نوعی از رکابی [ دوری ] باشد که نعلبکی نیز گویند و معنی ترکیبی نعلبکی به بای موحده بر مؤلف ظاهر نیست» نعلک در جهانگیری و رشیدی و سروری معادل رکابی است. (از حاشیهٔ دکتر معین بر برهان قاطع). آوند پهن و گردی که در زیر پیاله می گذارند و نعلکی و نعلبکی نیز گویند. (از ناظم الاطباء): هزاران بزرگان خسروپرست رکاب بلورین و نعلک به دست. اسدی (جهانگیری). || نعلک گوش؛ گوشواره. (هفت پیکر چ وحید ص ۱۷۴): نعلک گوش را چو کردی ساز نعل در آتشم فکندی باز.نظامی. ز نعلک های گوش گوهرآویز فکندی لعل ها در نعل شبدیز.نظامی.
کلمات همقافیه با «نعلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر