معنی نعام
4 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) شترمرغ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اشترمرغ. (مهذب الاسماء). جِ نعامة. (دهار). جمع نعامة است و بر واحد هم اطلاق شود. (از اقرب الموارد). اسم جنس است، مثل حمام. واحد آن نعامة است. (از منتهی الارب). بر مذکر و مؤنث هر دو اطلاق شود. (ناظم الاطباء). || دشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مفازة. (اقرب الموارد) (المنجد). || نشان که در راهها نصب کنند. (منتهی الارب) (آنندراج) (فرهنگ خطی) (ناظم الاطباء).[ نَ ] (ع ق) کلمه ای است چون «بلی»، جز اینکه در جواب واجب گفته شود. (از تاج العروس). لغتی است در نَعَم. (از اقرب الموارد). بلی. (ناظم الاطباء). آری. (منتهی الارب) (آنندراج). کلمهٔ تصدیق و ایجاب. (ناظم الاطباء).[ نَ / نُ / نِ مَ ] (ع اِ) نعامَ عَیْنٍ؛ برای کامرانی و خاطرنوازی. (ناظم الاطباء). گویند: افعل ذلک نُعمَ و نَعمَ و نُعمَةَ و نِعمَةَ و نِعامَ و نَعامَ و نُعامَ و نِعامة و نُعامة و نعامی و نعیم عین؛ ای افعله اکراماً لک و انعاماً لعینک. (معجم متن اللغة). افعل ذلک نعم عین، بالتثلیث و النصب باضمار الفعل؛ ای افعل ذلک انعاماً لعینک و اکراماً لک و ما اشبهه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نعام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر