معنی نعال
5 بازدید
[ نِ ] (ع اِ) جِ نعل، به معنی کفش است. رجوع به نَعل شود: همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد.سعدی. || نعل اسب. (از غیاث اللغات): گشته از میخ نعال مرکبان تحت الثری گاو را چون خانهٔ زنبور در تن استخوان. عبدالواسع جبلی. || صَفِّ نعال؛ کفش کن. پائین اطاق. آستان. آستانه. درگاه. پایگاه. پایگه. (یادداشت مؤلف): بود که صدرنشینان بارگاه قبول نظر کنند به بیچارگان صف نعال.سعدی.[ نَ عْ عا ] (ع ص) نعل بند. که نعل بر ستوران بندد: آن کمیت گهری را که تو دادی به رهی جز به شش میخ برآن نعل نبندد نعال.فرخی.
کلمات همقافیه با «نعال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر