معنی نعاتة
5 بازدید
[ نَ تَ ] (ع مص) موصوف گردیدن و نیکو شدن. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || سبقت گرفتن اسب. عَتق. (از متن اللغة). نعت بودن اسب. (از اقرب الموارد). رجوع به نَعت شود. || نعت جزو سجیة و فطرت کسی بودن؛ یعنی ماهر و قادر شدن وی بر ادای نعوت. (از متن اللغة). || نعت و خوبی در سرشت کسی بودن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). یعنی طبیعةً به خصال پسندیده آراسته بودن. (از المنجد). || نعت. (ناظم الاطباء). رجوع به نَعت شود.
کلمات همقافیه با «نعاتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر