معنی نظم و ترتیب
[ نَ مُ تَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) آراستگی. انتظام. سامان. || سخن منظوم : بماند سالها این نظم و ترتیب ز ما هر ذره خاک افتاده جائی.سعدی.
کلمات همقافیه با «نظم و ترتیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر