معنی نظرستان
[ نَ ظَ رِ ] (اِ مرکب) پر از نظر. پر از نگاه. سراپا نگاه : خویش را خوانم از ارباب نظر می رسدم دیده از شوق تماشا نظرستان گشته ست. ظهوری (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نظرستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر